پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - اسلامي سازي نظام آموزشي
اسلامي سازي نظام آموزشي
روزناني هاشم
مترجم: سيد عبدالمجيد طباطبايي
اشاره:
پس از تعريف و تبيين جايگاه تهيه و تدوين دورههاي تحصيلي و مطالب درسي در چارچوب كلي آموزش و نيز ارايه تعريف براي فلسفه آموزش در اسلام ـ كه در شمارههاي قبل پرسيديم ـ در اين مقاله ميكوشيم تا ضمن جمعبندي مطالب، بهخصوص با زاويه ديد آموزش اسلامي، جايگاه و نقش آنها و ضعفهاي موجود را در هريك از زمينهها، همراه پيشنهادهاي مربوط، طرح كنيم.
در مجموع نويسنده معتقد است كه آموزش در يك جامعه اسلامي، بايد مؤثرتر از وضعيت كنوني باشد و معيار و آگاهي از تأثير مذكور را ارزشيابي تحولي كه در فرد و بهتبع آن در جامعه رخ خواهد داد، قلمداد مينمايد؛ يعني با تربيت فرد شايسته ميتوان نهايتا به جامعه شايسته دست يافت.
اهداف آموزشي
اولين قدم به سوي اسلامي كردن دورههاي تحصيلي و مطالب درسي، حصول اطمينان از اين نكته است كه منابع تعيين اهداف آموزشي، ريشه در جهانبيني اسلامي داشته باشد؛ خواه در مورد ماهيت دانشآموز، خواه در ماهيت علم يا تخصصي كردن موضوع، يا خود زندگي جاري. قرآن كريم و سنت پيامبر(ص) بايستي به عنوان مهمترين مراجع شناخت ماهيت دانشآموز و دانش مدنظر قرار گيرند و نتايج تحقيقات تجربي ـ بهخصوص درباره روانشناسي يادگيري و يادگيرنده، كه منتشر شده و سنديت يافتهاند ـ بايستي نقش مكمل مراجع مذكور را ايفا نمايند.
قدم بعدي عبارت است از تبيين فلسفه روشن آموزش بنا بر جهانبيني اسلامي. ايفاي نقش راهنماي آموزشي براي دولت، رؤساي مدارس، معلمان، والدين و دانشآموزان بسيار حياتي است. بايستي اهداف و مقاصد آموزشي بهروشني بيان گردد. آنها در زمينه جهتيابي آموزشي، نقش علايمي را دارند كه مسير صحيح را نشان ميدهند و در حصول اطمينان از اين كه تمامي برنامههاي آموزشي رو به سوي هدف تعيين شده دارند و از سردرگمي برحذرند، نقش حياتي دارند. واژگان «عبد» و «خليفه» بايستي به تجسمهاي علمي ترجمه گردند.
دستاندركاران سياستگذاري و تهيهكنندگان دورههاي تحصيلي و مطالب درسي بايد از اين مفهوم مهم آگاهي داشته باشند. اين بدان مفهوم نيست كه دورههاي تحصيلي و مطالب درسي آموزش اسلامي صرفا براي مسلمانان فراهم گردد؛ بلكه به دليل جهانشمول بودن اسلام، آموزش اسلامي براي تمامي انسانها كاربرد داشته و مفيد است.
در اين جهت، اولين كنفرانس اسلامي در باره آموزش اسلامي، بايستي جهت دستيابي به يك بيانيه روشن و واضح درباره فلسفه آموزش اسلامي به اتفاق نظر برسد. اين فلسفه آموزش بايستي هدف ذيل را دنبال كند:
رشد متعادل تمامي شخصيت انسان از طريق تربيت روح، ذهن، خويشتن عقلاني، احساسات و حواس جسماني. آموزش فرد مسلمان بايد به گونهاي باشد كه ايمان چاشني تمامي ابعاد شخصيتي او بوده و احساس ايصال به اسلام را برانگيزد و او را قادر به اطاعت از قرآن و سنت ساخته و مشتاقانه و آزادانه تحت فرمان نظام ارزشهاي اسلامي درآورد تا بتواند مقام خليفةاللهي را دريابد.(١)
قدم سوم آن است كه دورههاي تحصيلي و مطالب درسي دانشگاه و مدرسه، بايستي بازتابي از فلسفه آموزشي بوده و درواقع راهكار دستيابي به آن باشد؛ بهويژه سلسلهمراتب ميان علوم (واجب عيني و واجب كفايي) بايستي در تهيه و تدوين دورههاي تحصيلي و مطالب درسي رعايت شود. علم وحياني به عنوان كانون و هسته، ميبايد در همه موضوعات و مطالب تمامي رشتهها در دانشگاه اسلامي جاري باشد. مدارس و دانشگاهها بايد دورههاي تحصيلي و مطالب درسي را به نحوي ارائه نمايند كه در عين برخورداري از يك محور و كانون، يكپارچهتر باشند تا دوگانگي آموزش مرتفع گردد. دورههاي تحصيلي و مطالب درسي منسجم و يكپارچه، دانشآموزان را قادر ميسازد تا از همان نظام مدرسه، در هركدام از علوم وحياني يا اكتسابي، تخصص پيدا كنند.
محتوا و روش
دورههاي تحصيلي و مطالب درسي بايستي مفاهيم اسلامي ذيل را تقويت نمايند:
١. ديدگاه اسلامي نسبت به خالق(توحيد، ايمان، و آيات خداوند)؛
٢. آفرينش انسان و هدف او، يعني ستايش الله و خليفگي از سوي پروردگار، عمل به نيكي و پرهيز از بدي، و اشاعه پيام اسلام؛
٣. رابطه انسان با خالق، يعني آگاهي او نسبت به الله، مسئوليت در مقابل الله براي نجام اعمال نيك، ستايش و دعا؛
٤. رابطه انسان با ديگران كه عبارت است از استقرار عدالت، احترام به زندگي، اموال و آبرو، جهت ايجاد اخلاق سالم، و نشان دادن سعه نظر مذهبي؛
٥. رابطه انسان با محيط كه بر نقش او به عنوان خليفه پروردگار تأكيد دارد، جهت هماهنگ عمل نمودن با تمامي آفريدههاي پروردگاه و شناخت و معرفتالله از طريق آنچه خود او آفريده است؛
٦. ارتقاي خويشتن، كه اصلاح نفس و عبرتآموزي از خطاهاي گذشته را ميسر ميسازد؛
٧. عاقبت و مقصد انسان؛ يعني معرفت به روز قيامت و آخرت و مفاهيم مربوط؛
٨. ايجاد و پرورش ويژگيهاي اخلاق اسلامي، به منظور فراهم آوردن محيطي كه رفتار اسلامي را پرورش دهد. (٢)
بنابراين بر معلمين مسلمان است كه مفاهيم اسلامي، پيش گفته را، گذشته از آنكه تدريس مينمايند، دركودكان مسلمان پرورش دهند.
منضم كردن اين مفاهيم و ارزشها به طور غير مستقيم از طريق موضوعات، به خصوص براي علوم دقيقي همچون رياضيات و حسابداري، امر سهلي نيست. (٣) بنابراين، معلمان ميبايست آنها را به طور مستقيم و عقلاني، در ذهن كودكان جاي دهند؛ به خصوص هنگامي كه با آنها در كلاس هستند. اين وظيفه نبايد صرفاً به مربيان علوم ديني واگذار شود.
بر مديران آموزشي و معلمان است كه براي پرورش اخلاقي و معنوي دانشآموزان، برنامههاي آموزشي مناسبي را تدارك ببينند. روشهاي نوين آموزشي بايد كشف شوند، و معلمان و استادان بايستي خلاق و مبتكر باشند. آموزش علوم مذهبي نبايد بيش از اندازه متكي بر روشهاي سنّتي، مثل ازبر كردن متون كلاسيك باشد؛ گرچه ازبَركردن برخي علوم اساسي ضروري است. دانشآموزان بايستي با فرايندهاي فراگيري سروكار داشته باشند كه شامل روشهاي علمي و حل مسائل بوده، صرفاً حالت مصرفي ندارند. بنابراين همانطور كه در قرآن به آن دعوت شده، آنها را بايستي به تفكر سالم و انتقادي رهنمون كرد. بايستي تعادلي ميان روشهاي دانشآموزمحور و موضوعمحور برقرار گردد. در اين راستا، لازم است شيوههاي آموزش معلمان كه با فلسفه آموزش همخواني داشته باشد، طراحي نمود.(٤) برنامههاي آموزش معلمان ـ پيش از خدمت و ضمن خدمت ـ همچنين ميبايست بر پيشبرد شخصيتي معلم، بخصوص از نظر اخلاقي و معنوي، كه تقريباً به فراموشي سپرده شده است، تاكيد داشته باشند. معلمان مهمترين عوامل ايجاد تحول در آموزش هستند، و لازم است كه از مسير جديد آگاه بوده، نسبت به آن بصيرت داشته باشند. به نظر ميرسد كه برنامههاي آموزش معلمان پيش از خدمت بر مهارتهاي تفكري و فنآوري اطلاعات تأكيد دارند، ولي از اهميت اصول آموزش و پرورش شخصيت، بخصوص از نظر اخلاقي و معنوي غافلند.(٥)
ارزشيابي آموزشي
ارزشيابي، ابزاري است قدرتمند براي تبيين اهداف آموزشي. ارزشيابي عبارت است از:
فرايندي جهت پي بردن به اينكه برنامههاي آموزشي ـ آنگونه كه طراحي و سازماندهي شدهاند ـ عملاً تا چه حد در دستيابي به نتايج مطلوب مؤثرند. فرايند ارزشيابي مشتمل است بر پي بردن به نقاط ضعف و قوت برنامه.(٦)
«ارزشيابي فرايندي است براي تعيين ميزان تحولات در رفتار.»(٧) بنابراين تبيين اين نكته ضروري است كه مراد از ارزشيابي در اينجا همان امتحان «كتبي» معمول نيست. همچنين ارزشيابي، نيرو و انگيزه قدرتمندي است در فراگيري دانشآموزان.
اگر فرايند ارزشيابي با اهداف دورههاي تحصيلي و مطالب درسي همسويي نداشته باشد، ممكن است اين فرايند، به جاي اهداف مذكور، در كانون نگراني و دغدغه دانشآموزان و حتي معلمان قرار گيرد. (٨)
اين امر بهخصوص در مورد اهداف اخلاقي و آموزشي صدق ميكند. ما بايستي تحولاتي را در رفتار دانشآموزان انتظار داشته باشيم؛ چون اينها جزو اهداف بودهاند، ولي متأسفانه، دانشآموزان غالبا در امتحانات كتبي نمرات بالايي را كسب مينمايند، بدون اين كه عملاً به اصول اخلاقي مورد انتظار متخلق گردند. بنابراين لازم است دورههاي تحصيلي و مطالب درسي را با توجه با تمارين آموزشيِ ارايه شده به آنها، روشهاي آموزش، و نحوه ارزشيابي، مورد بازبيني و ويرايش قرار دهيم.
پي نوشتها:
١. اس.ام نقيب العطاس (S.M.Naquib AL_Attas) (مؤلف)، اهداف و مقاصد آموزش اسلامي (جده: دانشگاه شاه عبدالعزيز، ١٩٧٩)، ٩ـ١٥٨، بخشهاي نوشته شده با حروف ايتاليك افزودهي مؤلف.
٢. بسيار متشكرم از فردي كه اين فهرست را طي ششمين كنفرانس جهاني بر سر موضوع آموزش اسلامي در كيپ تاون (Capetown)، آفريقاي جنوبي، در تاريخ ٢٥ـ١٩ سپتامبر ١٩٩٦، آماده و پخش نمود.
٣. مراجعه شود به رزناني هاشم (Rosnani Hashim)، «جاي دادن ارزشهاي اخلاقي در دورههاي تحصيلي و مطالب درسي يكپارچه براي مدارس راهنمايي (KBSM)»، مقالهي ارايه شده در سمينار ملي درباره ارزشيابي KBSM، مؤسسه امين الدين باكي (Aminuddin Baki) لايانگ ـ لايانگ، مالزي، ١٩٩٧.
٤. مراجعه شود به رزناني هاشم، «بنيان برنامهي آموزش معلمان بر مبناي اسلام» فصلنامه آموزش مسلمان، ش ٢ (زمستان ١٩٩٧): ٦٨ـ٥٧.
٥. برنامهي آموزشي IIUM توجه ويژهاي دارد به دو زمينه شخصيت معلم از طريق برنامههاي رسمي حلاقه (Halagah) و عبادة (Ibadah) كه در اردوگاه برگزار ميگردد. در برنامه حلاقه، دانشآموزان به دستههاي ده نفري تقسيم شده و هر گروه به طور هفتگي براي مدت حداقل يك ساعت طبق زمانبندي كلاسي تشكيل جلسه داده و به بحث در مورد موضوعاتي از «علم الشريعه» و مشاوره گروهي ميپردازد. در اردوگاه عبادت، كه معمولاً سه روز به طول ميانجام، دانشآموزان به سخنراني گوش ميدهند، در كارگاهها شركت ميجويند، نماز جماعت اقامه ميدارند، ادعيه مأثوره و قرآن ميخوانند و با هم نماز شب (قيام الليل) به جا ميآورند. مراجعه شود به رزناني هاشم، «رابطه تأثير دانشنامه IIUM در برنامهي آموزش طبق نظر دانشآموزان و معلمان در جلسه ٩٥/١٩٩٩٤»، گزارشي منتشر نشده. همچنين مراجعه شود به ام. سحري نوردين (M.Saharinordin) و رزناني هاشم، «دورههاي تحصيلي و مطالب درسي غيررسمي در دانشنامه IIUM در برنامه آموزش». مقاله ارايه شده در سمينار ملّي درباره آموزش معلمان، دانشكده آموزش، دانشگاه پوترا مالزي، ١٩٩٧.
٦. تايلر، ١٠٣.
٧. همان، ص ١٠٦.
٨. همان، ص ١٢٤.